غلامحسين افضل الملك

116

سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )

اگرچه قدرى رشتهء سخن طول ميكشد ولى بفحواى « وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ » . بايد احسان و همراهى مردم را اظهار داشت . از جمله كسانى كه در اين شهر با من همراهى كرد جناب جلالتمآب مير اسد اللّه خان شوكة الدوله ، ايلخانى ايل و سواره تيمورى بود كه از امراء بزرگ خراسان است . ده هزار خانوار ايل تيمورى فدوى و رعيت او هستند . و هفتصد سوار از اين ايل ابو ابجمع ايشان است . ثروت و املاك ايشان بسيار است . من از مرحوم عليمردان خان نصرة الملك امير تومان ايلخانى سابق ايل تيمورى پسر مرحوم دوست محمد خان پسر سيد بزرگوار مير قليچ خان پسر مير حاجى خان سيصد و ده تومان طلب داشتم و به خط و مهر خود به من سند سپرده بود . دو سه سال قبل در خراسان وفات كرد و اين طلب لاوصول ماند و به عهده تعويق افتاد . ايلخانىگرى تمام ايل تيمورى به حكم دولت و قيموميت صغار مرحوم نصرة الملك بجناب شوكة الدوله كه از همين سلسلهء جليلهء سادات بزرگوار است راجع شد . در اين سفر كه من بخراسان آمدم آن اسناد مرحوم نصرة الملك را بجناب شوكة الدوله نشان دادم . ايشان كه قيوم ورثه آن مرحوم بودند ميتوانستند مرا بسنگلاخ و مرافعهء شرعيه انداخته اين طلب را ندهند ، لكن ايشان بواسطهء تديّن و خداشناسى كه داشتند مروّت و انصاف ورزيده از جانب صغار طلب مرا دادند و مرا از كار خود كه بزحمتم نينداختند ممنون ساختند . من به حمد اللّه داراى مال و اعتبارم ، باحدى احتياج ندارم ، و از هيچكس متوقع نيستم كه به من عطاء اموال نمايد همينقدر اينمردم مطالبات خود مرا كه بدون تصديع بدهند خيلى امتنان پيدا ميكنم . چنان كه از اين سيد بزرگوار يعنى شوكت الدوله مشعوف و ممنونم . زياده از اندازه احترامات مرا منظور ميداشت با نهايت بزرگى كه داشت در مجلس به من فروتنى مينمود و بسى مجالس حال با ايشان داشتم . آباء و اجداد جناب شوكت الدوله و مرحوم عليمردان خان نصرة الملك همه از سادات بزرگوار و امراء نامدار خراسان بوده‌اند . از عهد امير تيمور گوركان تا اين زمان امارت و ايلخانىگرى ايل تيمورى با ايشان بوده است . جد اعلاى ايشان مير شمس الدين محمد با فرزندان خود محض هدايت و اشاعه